تبلیغات
شب کویر

شب کویر

گاه‌نوشته‌های عباس رضایی ثمرین

من جنوب شهر زندگی می کنم، اطراف میدان قزوین و گمرک. سمت شرق هم به خاطر منزل همسر رفت و آمد دارم. هر دو محله یک جورهایی مهد هیئات عزاداری و دسته‌جات است. در این پنج شش روزی که از محرم گذشته،‌ نه با ماشین پشت دسته‌ای گیر افتاده‌ام و نه قیمه در یخچالمان تلنبار شده. کمی سر و صدا سر شب در خیابان هست که وقتی پنجره را می‌بندیم، آن هم نیست. در فیسبوک ولی آدم حس می‌کند، شهر پر شده از هیئت‌هایی که راه را بند می‌آورند، طبل‌های گوش‌خراشی که هفت جد و آباد آدم را در گور و بیرون می‌لرزانند و نذری‌هایی که از سر و کول همه بالا می‌رود، در حالی که عده‌ای هم گرسنه‌اند. حتما هر نوع تجاوز به حقوق آدم‌ها زشت و غلط است. چه بسته شدن خیابان باشد، چه تولید صدای گوش‌خراش. منتهی این ماجرای نقادی به عزاداری‌ها وضع رقت‌انگیزی پیدا کرده. یعنی اینقدر گفته‌ایم، شورش دیگر در آمده. این بزرگنمایی ما را در مقابل مردم قرار می‌دهد. تعمیم قول و فعل چند مداح مریض به همه هیئت‌ها و هیئت‌روها هم خودش یک جور تجاوز به حریم خصوصی دیگران است. اغلب مردم دلبسته این عزاداری‌ها هستند، بیشترشان اهل هیئت و دسته هم هستند و ضمنا با این کار حال می‌کنند. حالا چه مرضی است که ما این حال خوب دیگران را خراب کنیم؟ این همه گفتیم و نوشتیم حریم خصوصی، حالا چرا خودمان اینقدر به کار دیگران کار داریم. طرف دوست دارد از جیب خودش قیمه بدهد، به من و شما چه؟ اصلا دوست دارد بریزد توی جوب، وقتی با این کار حال می‌کند و ضررش به من و شما نمی‌رسد، چه کارش داریم؟ بابا آدم‌ها و سبک زندگی‌های‌شان را به رسمیت بشناسیم دیگر...


می‌دانید که یکی از افتخارات (شاید مهم‌ترین افتخار) محافل خبری ایرانی، مخابره اولین خبر دستگیری صدام در سال 2003 است. خبری که خبرنگار کرمانشاه ایرنا خیلی اتفاقی از زبان جلال طالبانی شنید و مثل بمب در دنیا سر و صدا کرد. اینقدر که خیلی از رسانه‌های معتبر دنیا خبر اول را به نقل از ایرنا دادند. سرنوشت آن خبر اما چه شد؟ در کمتر از دو ساعت خبرگزاری‌های معتبر دنیا با انتشار لحظه‌ای و مداوم بازتاب‌ها و حواشی، خبر را از دست ایرنا درآوردند. منبع اصلی خیلی زود در فضای خبری دنیا محو شد. دلیلش را می‌دانید؟ ما برای لحظات بعد از انفجار این بمب خبری، هیچ برنامه‌ای نداشتیم. نتوانستیم سوار موجی که خودمان درست کرده بودیم شویم، دیگران سوار شدند و حالش را بردند. حالا این را داشته باشید، تا یک قصه از جریان‌سازی‌های رسانه‌ای در داخل کشور برای‌تان بگویم. 

دکل را که یادتان هست؟ بیایید جریانش را در رسانه‌ها تحلیل کنیم؛ اولین خبر روز دوم تیر در سایت «خانه ملت» منتشر شده. بعدش حامیان دولت و اصلاح‌طلب‌ها سرنخ را گرفته‌اند و حمله‌ای تمام عیار ترتیب داده‌اند. موج راه افتاده و خیلی زود فراگیر شده. اینقدر زیاد که طبق ترند گوگل، در روز ششم تیر 10 درصد کل سرچ ایرانی‌ها به دکل مربوط بوده است. طبق همان الگوی پیشین اما در یک پریود زمانی تقریبا 10-12 روزه، جریان خبری فروکش کرده است. طوری که مثلا همان سرچ گوگل تقریبا پنج برابر کمتر شده است.



ادامه مطلب

1- از ابتدا شروع کنیم؛ «احوالپرسی گرم روحانی با خانم خبرنگار هنگام افطار» دقیقاً یعنی چه؟ احوالپرسی‌های اینطور جلسات رسمی الگوی نسبتاً مشخصی دارد با کمی تلورانس، روحانی در چنین جلسه‌ای مثلا چطور با خانم خبرنگار احوالپرسی کرده که ارزش خبری داشته و اینچنین تیتر شده؟ بحث وقوع نیست، بحث امکان وقوع است. شما اینطور موقع‌ها حس نمی‌کنید احتمالا کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه هست؟ به انگیزه و احتمالاً غرض و مرض خبرنویس شک نمی‌کنید... تا اینجایش اشکالی ندارد، بالاخره رسانه منتشر کننده معلوم است و خط‌ وربطش هم مشخص.



ادامه مطلب


10 توصیه حیاتی برای پیدا کردن جاپارک درخیابان های تهران 

1ـ خونسردی خود را حفظ کنید، جاچارک پیدا کردن تمرکز بالایی می‌خواهد. تا حدامکان همه عوامل حواس‌پرت‌کن دوروبرتان را از بین ببرید و مراقبه کنید. اعتماد به نفس بالایی داشته باشید و به خودتان بگویید در اولین کوچه از اولین فرعی جا پیدا می‌کنید. 



ادامه مطلب

ایران 140 یا همان آنتونوفی که امروز در تهران افتاد، اولین سانحه مرگ‌بار این هواپیمای ایرانی-اوکراینی در کشور نبود. اولین سقوط سال 1381 در اصفهان اتفاق افتاد و قربانی‌ها یک سری مهندس روسی و اوکراینی بودند. آنها مهندس و کارشناس صنایع هوافضا بودند و با هواپیمای آنتونوف 140، برای اولین پرواز آزمایشی نمونه ایرانی –یعنی ایران 140- عازم اصفهان بودند، یا طبق نقل قول دیگری، برای ارزیابی امکان ساخت نمونه ایرانی آمده بودند، هر یک از نقل قول ها درست باشد، تفاوتی در اصل قضیه نمی‌کند، آنها به مقصد نرسیدند، هواپیما نزدیکی‌های اردستان اصفهان، یعنی حدود 400 کیلومتری تهران، حدود دو سه دقیقه بعد از اینکه خلبان با آرامش و در شرایط عادی با برج مراقبت صحبت کرده بود، سقوط کرد. چنان منفجر شد که خیلی جسدها متلاشی شدند. 

6 سال بعد یعنی بهمن ماه سال 87، یک استاد خلبان و چهار خلبان سوار نمونه ایرانی همین هواپیما، یعنی ایران 140 شدند. قرار بود فرایند آموزشی برای این ورود این هواپیما به ناوگان هوایی انجام شود. استاد خلبانی که در پرواز بود، محمدباقر گردان نام داشت، سرهنگ محمدباقر گردان. بازنشسته صنایع هوایی نظامی بود، 8 سال جنگ را با اف 4 و اف 7 پرواز کرده بود و از همه مهلکه‌ها جان سالم به در برده بود، حریف ایران 140 اما نشد. هواپیما در همان پرواز آزمایشی در حوالی شاهین شهر اصفهان سقوط کرد و هم استاد خلبان و هم خلبانان کشته شدند. البته خوب شد که بنده‌ی خدا مرد و ندید که مسئولان بعدها سقوط را گردن اشتباه او انداختند که مبادا دامن هواپیمای وطنی لکه‌دار شود. منوچهر منطقی، مسئول پروژه ساخت هواپیماهای پهن پیکر در کشور، حدود یک سال بعدش در مصاحبه‌ای، در توصیف همان سقوط گفت: منحنی جالبی در ارتباط با تست هواپیما وجود دارد. طبق این منحنی بیشترین سقوط‌ها مربوط به هواپیماهایی است كه اول كار قرار دارند. وقتی اشكال‌های هواپیمای جدید بر طرف می‌شود آمار سقوط طی یك فرایند 30 ساله شدیدا كاهش پیدا خواهد كرد. بعدش هم گفت که سقوط پرواز آزمایشی ایران 140 به دلیل نقص فنی هواپیما نبود، به دلیل اشتباه خلبان این اتفاق افتاد. 

امروز هم که حادثه سوم اتفاق افتاد؛ جزئیاتش را دیگر همه می‌دانند. برخواستن از باند فرودگاه مهرآباد، از دست رفتن موتور، کنده شدن بال و سقوط در بلوار شیشه مینا. 

دو حادثه قبلی مثل سایر سقوط‌هایی که اتفاق می‌افتد، خبری و برجسته نشد. شاید به این دلیل که پروژه ساخت هواپیمای مسافری در داخل شکست نخورد، شاید هم به این دلیل که کشته‌شده‌ها در مورد اول خارجی بودند و در مورد دوم تعدادشان قابل توجه نبود. به هر حال ولی حادثه امروز نمی‌تواند مثل آن دوتای قبلی کم‌سروصدا باشد.