شب کویر روزنامه‌نگاری شغل من است. می‌توانست نباشد. می‌شد پای همان رشته نامربوطی که خواندم بایستم و الان کارمند باشم، می‌شد دانشگاه صنعتی شیراز را رها نکنم و تکنسین رادار ارتش باشم یا مثلاً پِیِ زبان‌ را بگیرم و معلمی کنم یا مترجمی، می‌شد نسخه‌پیچ آن داروخانه لعنتی بمانم و آن سه ماه بشود سی‌ماه یا اصلا سی سال! ولی نشد، نه اینها که خیلی‌ «می‌شد»های دیگر هم نشد، چون نباید می‌شد، چون نمی‌خواستم بشود. روزنامه‌نگاری شغل من بلکه ذوق و شوق بلکه همه زندگی من است. بله، خستگی و درد و بی‌حوصلگی و تلخی دارد، زیاد هم دارد. با این همه دوستش دارم، به هزار و یک دلیل. پای آن هم ایستاده‌ام هنوز، گه‌گاه چیزهایی هم می‌نویسم. اینجا را هم برای همین درست کردم، که بنویسم... از هر دری...بسم‌الله...! tag:http://a-rezaei.com 2020-07-07T13:12:55+01:00 mihanblog.com مجسمه آرامش 2020-04-29T12:47:13+01:00 2020-04-29T12:47:13+01:00 tag:http://a-rezaei.com/post/136 عباس رضایی ثمرین عباس رضایی ثمرین، روزنامه‌نگار | هر آدمی را به صفتی می‌شناسند و نام منصور رئیس‌سعدی تقریبا برای هر کسی که او را می‌شناسد،‌ یادآور واژه «آرامش» است. در طول سالهای روزنامه‌نگاری با خیلی‌ها همکاری نزدیک داشته‌ام اما کمتر کسی را به آرامی،‌ متانت و فروتنی آقای سعدی دیده‌ام. عمر روزنامه‌نگاری‌اش از چهار دهه تجاوز کرده،‌ یعنی بیش از عدد سن خیلی از ماها که گاهی جز خودمان کسی را روزنامه‌نگار نمی‌دانیم. متعلق به نسلی است که روزنامه‌نگاری را از دهه پنجاه و روزنامه کیهان آغاز کرده و بعضی‌ش عباس رضایی ثمرین، روزنامه‌نگار هر آدمی را به صفتی می‌شناسند و نام منصور رئیس‌سعدی تقریبا برای هر کسی که او را می‌شناسد،‌ یادآور واژه «آرامش» است. در طول سالهای روزنامه‌نگاری با خیلی‌ها همکاری نزدیک داشته‌ام اما کمتر کسی را به آرامی،‌ متانت و فروتنی آقای سعدی دیده‌ام. عمر روزنامه‌نگاری‌اش از چهار دهه تجاوز کرده،‌ یعنی بیش از عدد سن خیلی از ماها که گاهی جز خودمان کسی را روزنامه‌نگار نمی‌دانیم. متعلق به نسلی است که روزنامه‌نگاری را از دهه پنجاه و روزنامه کیهان آغاز کرده و بعضی‌شان امروز شاخص‌ترین چهره‌های روزنامه‌نگاری کشورند. با این حال در او نه از تبختر و تکبر خبری هست و نه از خودپسندی مرسوم این روزها. 

با همه فروتنی و تواضع اما عیار تبحر حرفه‌ای‌اش کاملا روشن است؛ کافی است یک بار پای حرف‌های همکاران قدیمش همچون فریدون صدیقی و یونس شکرخواه بنشینید و ببینید درباره‌اش چه می‌گویند. من البته در کنار روزنامه‌نگاری، ‌از او درس زندگی هم گرفتم. در سال آخر همکاری‌مان در روزنامه جام جم،‌ چند ماهی در اتاق معاونان سردبیر روزنامه که بچه‌ها به دلیل دیوارهای شیشه‌ای، به آن لقب آکواریم داده بودند، همسایه بودیم. اتاق آکواریم معمولا -به دلیل اینکه مهم‌ترین مرحله از دروازه‌بانی محتوای روزنامه توسط معاونان سردبیر رقم می‌خورد- محل جرو بحث‌ و بگومگوهای حرفه‌ای بر سر جرح و تعدیل مطالب بود و احتمالا الان هم هست. در آن فضای پرتنش ولی آقای سعدی کسی بود که من هیچ گاه عصبانیتش را به یاد ندارم.

 آرامش و لبخند همیشگی‌اش البته به معنای آسان‌گیری و سهل‌انگاری نبود. دقیق، نکته‌سنج و به وقتش سخت‌گیر بود. از همه اینها مهم‌تر سعدی،‌ صندوقچه خاطرات ناب از تاریخ روزنامه‌نگاری ایران هم هست. اگر کسی بخواهد تاریخ شفاهی روزنامه‌نگاری در ایران را جمع‌آوری کند، سعدی قطعا یکی از بهترین گزینه‌ها برای مصاحبه است. گرم صحبت و خاطره گفتن که می‌شود،‌ اینقدر خوش‌صحبت، طناز و خوش‌مشرب است که در نگاه اول شاید باورتان نشود،‌ این همان آدم قبلی است. خلاصه اینکه کل روزنامه‌نگاری ایران را اگر بگردید،‌ شاید مثل سعدی،‌ ده نفر هم پیدا نکنید،‌ با این حال او امروز در هیچ تحریریه‌ای نیست و من نه برای او که به حال تحریریه‌هایی غصه می‌خورم که نسل سعدی به آنها راه ندارد و همکاران جوانی که فرصت همکاری و آموختن از امثال او را ندارند. 

پ.ن: این یادداشت ادای دینی به جناب آقای منصور رئیس‌سعدی روزنامه‌نگار پیشکسوت است که افتخار همکاری با ایشان را در روزنامه جام جم داشتم. یادداشت چند روز پیش  به مناسبت 20 سالگی جام جم، در این روزنامه منتشر شد. 

]]>
مدیریت مصرف رسانه‌ای در روزهای کرونا* 2020-03-16T08:49:04+01:00 2020-03-16T08:49:04+01:00 tag:http://a-rezaei.com/post/129 عباس رضایی ثمرین عباس رضایی ثمرین، روزنامه‌نگار | هریک ازما روزانه در معرض هزاران پیام رسانه‌ای از منابع مختلف قرار داریم. آگاهی از اخبار و اطلاعات به یکی از ملزومات زندگی مدرن تبدیل شده و کمتر کسی از ما می‌تواند زندگی بدون دسترسی به منابع خبری از قبیل رسانه‌ها، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی را تصور کند. با این حال، زیاده‌روی در پیگیری اخبار می‌تواند پیامدهای نامیمونی در زندگی هر یک از ما ایجاد کند. به‌ویژه در شرایط بحران، این زیاده‌روی می‌تواند آسیب‌های ذهنی و روانی به بار بیاورد و با ایجاد ترس عباس رضایی ثمرین، روزنامه‌نگار هریک ازما روزانه در معرض هزاران پیام رسانه‌ای از منابع مختلف قرار داریم. آگاهی از اخبار و اطلاعات به یکی از ملزومات زندگی مدرن تبدیل شده و کمتر کسی از ما می‌تواند زندگی بدون دسترسی به منابع خبری از قبیل رسانه‌ها، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی را تصور کند. با این حال، زیاده‌روی در پیگیری اخبار می‌تواند پیامدهای نامیمونی در زندگی هر یک از ما ایجاد کند. به‌ویژه در شرایط بحران، این زیاده‌روی می‌تواند آسیب‌های ذهنی و روانی به بار بیاورد و با ایجاد ترس و ناامنی روانی، بحران را تشدید کند. یکی از مهم‌ترین مولفه‌های «سواد رسانه‌ای» این است که بتوانید بین مصرف رسانه‌ای و سایر فعالیت‌های خود تعادل ایجاد کنید. این تعادل همان چیزی است که از روح و روان شما در مقابل انبوه اخبار و اطلاعات غیرضروری و اضافه، محافظت می‌کند. در یادداشت پیش رو کوشیده‌ام چند راهکار ساده برای مدیریت مصرف رسانه‌ای و استفاده بهتر و هدفمندتر از رسانه‌ها به شما پیشنهاد کنم. در روزهایی که همه ما به‌دلیل شیوع اپیدمیک ویروس کرونا، بیش از همیشه در معرض اخبار و اطلاعات قرار داریم، اجرای این پیشنهادها اهمیت و ضرورت دوچندان دارد.


]]>
علاج بحران استراتژی ارتباطی است، امید استراتژی نیست! 2020-03-11T15:39:43+01:00 2020-03-11T15:39:43+01:00 tag:http://a-rezaei.com/post/127 عباس رضایی ثمرین عباس رضایی ثمرین، روزنامه‌نگار | مدیریت موفقیت‌آمیز هر بحرانی، مستلزم داشتن استراتژی ارتباطی موثر است. سازمان بهداشت جهانی، در کتابچه‌ای که در ‌سال ٢٠١٧ برای مقابله با همه‌گیری بیماری آنفلوآنزا منتشر کرده، استراتژی ارتباطی موثر را «جمع‌آوری، فرآوری و توزیع به‌موقع اطلاعات به روش‌هایی که برای مخاطب هدف، موثر و مناسب باشد» تعریف کرده است. از نظر این سازمان، در استراتژی ارتباطی مدیریت بحران حتما باید جنبه‌های رفتاری و نحوه واکنش مردم به اطلاعات و توصیه‌هایی که از مقامات رسمی و رسانه‌ها دریا عباس رضایی ثمرین، روزنامه‌نگار | مدیریت موفقیت‌آمیز هر بحرانی، مستلزم داشتن استراتژی ارتباطی موثر است. سازمان بهداشت جهانی، در کتابچه‌ای که در ‌سال ٢٠١٧ برای مقابله با همه‌گیری بیماری آنفلوآنزا منتشر کرده، استراتژی ارتباطی موثر را «جمع‌آوری، فرآوری و توزیع به‌موقع اطلاعات به روش‌هایی که برای مخاطب هدف، موثر و مناسب باشد» تعریف کرده است. از نظر این سازمان، در استراتژی ارتباطی مدیریت بحران حتما باید جنبه‌های رفتاری و نحوه واکنش مردم به اطلاعات و توصیه‌هایی که از مقامات رسمی و رسانه‌ها دریافت می‌کنند نیز، درنظر گرفته شود.

من اگر بخواهم این دستورالعمل را در سه کلمه خلاصه کنم، آن کلمات «اعتبار، تسلط و تعامل» خواهد بود؛ گام اول در ارتباطات موثر بحران این است که منبع تولید پیام معتبر باشد. کسی که بحرانی را مدیریت می‌کند، همواره باید این سوال را از خود بپرسد که مردم چرا باید به او اعتماد و آنچه می‌گوید را باور کنند. تلقی عمومی از میزان اعتبار متولی مدیریت بحران، آن چیزی است که پاسخ به این سوال را می‌سازد. مولفه «اعتبار» در واقع آمیزه‌ای از چند عامل ازجمله صداقت، شفافیت و سوابق است؛ این یعنی اگر صادقانه رفتار کنید، شفاف باشید و سوابق روشنی در ذهن مردم داشته باشید، منبع معتبری در اطلاع‌رسانی بحران خواهید بود.  دومین گام تولید محتوای مناسب، روایتگری موثر و توزیع هدفمند است. متولی مدیریت بحران، باید اطلاعات و واقعیت‌های مورد نیاز مردم را به روشی که آنها می‌پسندند، روایت کند و این روایت‌ها باید از طریق کانال‌های اطلاع‌رسانی متناسب در دسترس عموم قرار گیرد. این مسأله نیازمند «تسلط» متولیان در تولید محتوا و روایتگری و برخورداری از نیروهایی است که در این دو کار، بهترین باشند.


]]>
مدیریت ارتباطی بحران صرفا تعیین سخنگو و مواجهه دستورالعملی نیست 2020-03-04T15:52:47+01:00 2020-03-04T15:52:47+01:00 tag:http://a-rezaei.com/post/128 عباس رضایی ثمرین خبرگزاری ایبنا | در شرایطی که بحران سراسری کشور را فرا می‌گیرد این رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی هستند که نقش پررنگی در اطلاع‌رسانی درباره این بحران و جنبه‌های آن دارند. «ارتباطات بحران در رسانه‌های اجتماعی» نوشته ان ماری ون‌دن‌هارک با ترجمه عباس رضایی ثمرین، به ارائه یک برنامه عملیاتی شامل استراتژی‌ها و تاکتیک‌های آزموده‌ برای مدیریت ارتباطات بحران در رسانه‌های اجتماعی پرداخته است. کتاب به‌طور خاص بر بستر رسانه‌های اجتماعی متمرکز است و از همین‌رو گامی بدیع در حوزه ارتباطات بحران به‌شم خبرگزاری ایبنا | در شرایطی که بحران سراسری کشور را فرا می‌گیرد این رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی هستند که نقش پررنگی در اطلاع‌رسانی درباره این بحران و جنبه‌های آن دارند. «ارتباطات بحران در رسانه‌های اجتماعی» نوشته ان ماری ون‌دن‌هارک با ترجمه عباس رضایی ثمرین، به ارائه یک برنامه عملیاتی شامل استراتژی‌ها و تاکتیک‌های آزموده‌ برای مدیریت ارتباطات بحران در رسانه‌های اجتماعی پرداخته است.

کتاب به‌طور خاص بر بستر رسانه‌های اجتماعی متمرکز است و از همین‌رو گامی بدیع در حوزه ارتباطات بحران به‌شمار می‌رود. مصادیق متعدد واقعی و بررسی کارگاهی نحوه مدیریت بحران در رسانه‌های اجتماعی یا استفاده از قابلیت آن‌ها در کنترل بحران، مشخصه اصلی کتاب است. برخی از شرکت‌ها و سازمان‌هایی هستند که در کتاب تجربه مدیریت بحران آن‌ها به‌ویژه در رسانه‌های اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته؛ تجاربی که بعضی از آن‌ها توأم با موفقیت بوده و برخی دیگر به شکست انجامیده است.

نویسنده این کتاب ان‌ماری‌ ون‌دن‌هارک پژوهشگر روابط عمومی دیجیتال، ارتباطات بحران و امنیت سایبری است که به‌طور تخصصی در حوزه استراتژی‌های ارتباطات صنفی فعالیت دارد و تجارب پژوهشی‌اش در ارتباطات دیجیتال، روی ارتباطات بحران و امنیت سایبری متمرکز بوده است. ون‌دن‌هارک برای نگارش کتاب «ارتباطات بحران در رسانه‌های اجتماعی» با مدیران رسانه‌ای چندین سازمان‌ و شرکت بزرگ بین‌المللی شخصا مصاحبه کرده و با آن‌ها درباره نحوه مدیریت بحران‌های ارتباطی به‌ویژه بحران‌هایی که در بستر شبکه‌های اجتماعی بسط یافته‌اند، به گفت‌وگو نشسته است.

گفت‌وگویی که در ادامه می‌آید با عباس رضایی ثمرین مترجم این کتاب درباره مدیریت بحران در فضای مجازی انجام شد.

]]>
روزهای بحران‌خیز و بحران مرجعیت رسانه‌ها 2020-01-28T12:02:17+01:00 2020-01-28T12:02:17+01:00 tag:http://a-rezaei.com/post/126 عباس رضایی ثمرین در آموزه‌های «مدیریت بحران» مباحث ارتباطی مهم‌ترین سرفصل و رسانه کلیدی‌ترین عنصر است. شفافیت، ارتباط با مخاطب، اطلاع‌رسانی مستمر، رفع ابهامات، مقابله با شایعات و اخبار جعلی و ... همه ضرورت‌های پذیرفته شده مدیریت بحران هستند که انجام‌شان جز به کمک رسانه امکان‌پذیر نیست.اصولا لازمه مدیریت موفقیت‌آمیز بحران، اطلاع‌رسانی شفاف و اقناع عمومی است و اقناع جز با رسانه‌های مرجع، کارآمد و معتبر تحقق نمی‌یابد. اما آیا کارآمدی، مرجعیت و اعتبار رسانه‌ها در کشورما برای نقش‌آفرینی در زمان بحران کافی اس در آموزه‌های «مدیریت بحران» مباحث ارتباطی مهم‌ترین سرفصل و رسانه کلیدی‌ترین عنصر است. شفافیت، ارتباط با مخاطب، اطلاع‌رسانی مستمر، رفع ابهامات، مقابله با شایعات و اخبار جعلی و ... همه ضرورت‌های پذیرفته شده مدیریت بحران هستند که انجام‌شان جز به کمک رسانه امکان‌پذیر نیست.

اصولا لازمه مدیریت موفقیت‌آمیز بحران، اطلاع‌رسانی شفاف و اقناع عمومی است و اقناع جز با رسانه‌های مرجع، کارآمد و معتبر تحقق نمی‌یابد. اما آیا کارآمدی، مرجعیت و اعتبار رسانه‌ها در کشورما برای نقش‌آفرینی در زمان بحران کافی است؟

واقعیت این است که متاسفانه رسانه‌های جمعی در کشور ما به طور پیوسته در حال از دست دادن مرجعیت و اعتبارشان هستند. ریشه‌های این روند، هم به درون رسانه‌ها بر می‌گردد، هم به بیرون اما من نقش عوامل بیرونی را موثرتر می‌دانم و معتقدم، در کنار برخی تحولات تکنولوژیک و تغییرات در اکوسیستم اطلاع‌رسانی، سیاست‌گذاری‌های حاکمیتی عامل مهمی بوده که طول سالهای گذشته، منجر به تضعیف رسانه‌ها و کاهش مرجعیت و اعتبار آنها شده است.

در این باره می‌توان به تفصیل و در مجال بهتری سخن گفت اما اجمالاً ایجاد محدودیت‌های بی‌مورد برای رسانه‌ها، تقویت -خواسته یا ناخواسته- رقبای آنها و برخی اشتباهات استراتژیک در سیاست‌گذاری رسانه‌ای در کشور، عوامل موثر در این روند هستند.


]]>
اعوجاج در فهمِ حاشیه‌نشینی* 2020-01-21T12:18:37+01:00 2020-01-21T12:18:37+01:00 tag:http://a-rezaei.com/post/125 عباس رضایی ثمرین چگونه نگاه کاریکاتوری به حاشیه‌نشینی، تحلیل دقیق این پدیده را دشوار می‌کند کوچه‌های تودرتو، دیوارهای دودگرفته، جوی‌های سرریز شده از لجن، در‌های رنگ و رو رفته، خانه‌های تنگ و تاریک و محیط پر از سروصدا و داد و فریاد؛ این دکوپاژ مشترک عمده فیلم‌ها و سریال‌ها از زندگی در حاشیه‌ شهر است. دوربین روی دست، ریتم تندِ تدوین و بعضی تکنیک‌ها در نورپردازی و تصویربرداری هم گام‌های مکملی است که کمک می‌کند تنش، اضطراب و ناامنی به اوج برسد و بیننده کوچک‌ترین نقطه سفید در فضا نبیند. شخصیت‌پردازی‌ها الب

چگونه نگاه کاریکاتوری به حاشیه‌نشینی، تحلیل دقیق این پدیده را دشوار می‌کند

کوچه‌های تودرتو، دیوارهای دودگرفته، جوی‌های سرریز شده از لجن، در‌های رنگ و رو رفته، خانه‌های تنگ و تاریک و محیط پر از سروصدا و داد و فریاد؛ این دکوپاژ مشترک عمده فیلم‌ها و سریال‌ها از زندگی در حاشیه‌ شهر است. دوربین روی دست، ریتم تندِ تدوین و بعضی تکنیک‌ها در نورپردازی و تصویربرداری هم گام‌های مکملی است که کمک می‌کند تنش، اضطراب و ناامنی به اوج برسد و بیننده کوچک‌ترین نقطه سفید در فضا نبیند. شخصیت‌پردازی‌ها البته از دکوپاژ هم کلیشه‌ای‌تر است. آدم‌ها در حاشیه شهر اگر بزرگ باشند، یا معتادند یا موادفروش و در هر دو صورت نیز فقیرند و کثافت از سر و روی‌شان می‌بارد. اگر بچه باشند هم روند اتفاقات به‌گونه‌ای است که آنها را لاجرم به سمت جرم و اعتیاد هُل می‌دهد. تصویری که پس‌از دیدن فیلم‌هایی همچون «ابد و یک‌ روز»، «متری شیش‌‌ونیم»، «مغزهای کوچک زنگ‌زده» و... از شرایط زندگی در مناطق حاشیه‌ای و جنوب شهر به‌دست آورده‌اید را اگر یک بار مرور کنید، احتمالاً تصدیق می‌کنید که این قضاوت اغراق شده نیست. واقعیت این است تصویر سینمایی از حاشیه‌نشینی در کشور ما، فوق‌العاده کاریکاتوری و غیرواقعی است. البته در نیت خیر سازندگان اکثر این فیلم‌ها تردیدی نیست اما شوربختانه در اثر همین انگاره‌سازی، تصور غالب از حاشیه‌نشینی هم- چه در میان مردم و چه در میان مسئولانی که باید معضل حاشیه‌نشینی را چاره‌ کنند- همین قدر دور از واقعیت است. به‌عنوان کسی که از خردسالی تا زمان دانشجویی را در سلطان‌آباد جاده ساوه و پس‌ از آن نیز سال‌ها در محله عباسی در جنوب شهر تهران زندگی کرده‌ام -و هیچ کس از دوستان و نزدیکانم معتاد و قاتل و مواد‌فروش و آشپزخانه‌دار نشده‌اند- معتقدم، درک و تجربه حاشیه‌نشینان از سکونت در محل زندگی‌شان، با درکی که دیگران اعم از سینماگران، محققان، سیاستگذاران و عامه مردم، از این تجربه دارند تفاوت زیادی دارد. این البته به‌معنای مثبت بودن پدیده حاشیه‌نشینی از نگاه حاشیه‌نشینان نیست، آنها بی‌تردید مشکلات و دغدغه‌های عدیده‌ای دارند اما منطقی‌ترین راه برای فهم دقیق این مشکلات، بررسی ذهنیت‌ و نگاه خود آنهاست. از همین رو تلاش می‌کنم در این یادداشت در چند مضمون برگرفته از تجربه زیسته خودم، روی آنچه در حاشیه شهرها می‌گذرد ذره‌بین بیندازم و نگاه نزدیک‌تری را به دست دهم.

]]>
خشونت و تخریب فقط از خارج آب نمی‌خورد 2019-12-03T11:57:22+01:00 2019-12-03T11:57:22+01:00 tag:http://a-rezaei.com/post/123 عباس رضایی ثمرین ریشه‌های رادیکال شدن اعتراضاتِ چند روز گذشته مردم را فقط در خارج از مرزها و تحرکات فرصت‌طلب‌ها و اسکی‌بازها و ماهی‌گیرها جستجو نکنید. بخشی از خشونت‌ها و تندی مشهود در اعتراضات را قبلا خودمان با سیاست‌گذاری رسانه‌ای معیوب کاشته‌ایم و حالا داریم محصولش را درو می‌کنیم، چطور؟ عرض می‌کنم.اگرچه مردم این روزها ورودی‌های اطلاعاتی متعدد و دسترسی بالایی به منابع مختلف دارند اما به طور کلی، جریانِ تولید محتوایِ کاربرمحور در فضای مجازی، عمدتاً متاثر از عنصر مجاورت است و درصد خیلی کمی از کاربرها دغدغه ریشه‌های رادیکال شدن اعتراضاتِ چند روز گذشته مردم را فقط در خارج از مرزها و تحرکات فرصت‌طلب‌ها و اسکی‌بازها و ماهی‌گیرها جستجو نکنید. بخشی از خشونت‌ها و تندی مشهود در اعتراضات را قبلا خودمان با سیاست‌گذاری رسانه‌ای معیوب کاشته‌ایم و حالا داریم محصولش را درو می‌کنیم، چطور؟ عرض می‌کنم.

اگرچه مردم این روزها ورودی‌های اطلاعاتی متعدد و دسترسی بالایی به منابع مختلف دارند اما به طور کلی، جریانِ تولید محتوایِ کاربرمحور در فضای مجازی، عمدتاً متاثر از عنصر مجاورت است و درصد خیلی کمی از کاربرها دغدغه تولید محتوا درباره موضوعات غیرایرانی و بین‌المللی دارند.

کسانی که بیرون از ایران، برای کاربران ایرانی تولیدِ محتوایِ خبری می‌کننند هم، باز بیشتر روی مسائل داخلی کشور متمرکزند، یعنی چه؟ یعنی گروه‌هایی مثل سلطنت‌طلب‌ها و منافقین و ... هم -که بصورت برنامه‌ریزی شده در رسانه‌های اجتماعی فعالند- مثلا به جای اعتراضات فرانسه یا هنگ کنگ قاعدتا تمایل دارند، درباره مسائل داخلی ایران تولید محتوا کنند یا معرکه بگیرند. حتی رسانه‌های رسمی فارسی‌زبان خارج از کشور هم همین گرایش را دارند.

معنی همه این حرف‌ها چیست؟ این است که مهمترین کانال ورودی اطلاعات مخاطب ایرانی درباره موضوعات حوزه بین‌الملل، رسانه‌های رسمی و بویژه صداوسیماست. حرف اینجاست؛ وقتی در پوشش اخبار خارجی، به شکل اغراق‌شده‌ای به شورش‌ها و اعتراضات خیابانی ضریب می‌دهیم و تخریب‌ها و خشونت‌ها و درگیری‌ها را برجسته می‌کنیم، قاعدتا داریم در ذهن مخاطب تاثیر می‌گذاریم و انگاره سازی می‌کنیم.

نتیجه این سیاست‌گذاری این می‌شود که مثلا وقتی امروز توی تاکسی، از تخریب دستگاههای عابربانک و اموال عمومی گلایه می‌کنم، راننده که مرد میانسال محترمی است، می‌گوید: «حرفتون درسته، اما همه جای دنیا اینطوریه. تلویزیون نشون می‌داد عراق اینطوریه، لبنان اینطوریه، هنگ کنگ اینطوریه، فرانسه اینطوریه... .»

طبعا منظور سانسور اخبار خارجی یا عدم پوشش اعتراضات اقتصادی و صنفی در دنیا نیست. اما کسانی که سیاست‌گذارند و در تمام این سالها، به طور سنتی به هر شورش و اعتراض بویژه در اروپا و آمریکا به چشم فرصت نگاه کردند و آن را با آب و تاب و فراتر از واقعیت‌های میدانی پوشش دادند، حالا باید مسئولیتِ تصمیمات و اقدامات‌‌شان را بپذیرند.

منتشر شده در سایت الف / 2 آذر 98

]]>
بحران بنزین و تغییرات اکوسیستم رسانه‌ای 2019-12-03T11:52:44+01:00 2019-12-03T11:52:44+01:00 tag:http://a-rezaei.com/post/122 عباس رضایی ثمرین تغییرات جدید اکوسیستم رسانه‌ای، همه جای دنیا در نبرد بین روایت‌های رسمی وغیررسمی، موازنه را به نفع روایت‌های غیررسمی بهم زده. در ایران اما فراتر از این جریان جهانی، یک روند هم برای اعتبارزدایی از رسانه‌ها جریان دارد که از مدتها پیش آغاز شده و مهجوریت روایت‌های رسمی را بیشتر کرده است. بخشی از این اعتبارزدایی بی‌تردید در سیاست‌های حاکمیتی ریشه دارد، بخش دیگری هم حتما به درون رسانه‌ها برمی‌گردد که هر دو مورد باید در مجال موسع‌تری بازخوانی شود. اجمالاً ولی ایجاد محدودیت و تضعیف رسانه‌ها تغییرات جدید اکوسیستم رسانه‌ای، همه جای دنیا در نبرد بین روایت‌های رسمی وغیررسمی، موازنه را به نفع روایت‌های غیررسمی بهم زده. در ایران اما فراتر از این جریان جهانی، یک روند هم برای اعتبارزدایی از رسانه‌ها جریان دارد که از مدتها پیش آغاز شده و مهجوریت روایت‌های رسمی را بیشتر کرده است.

بخشی از این اعتبارزدایی بی‌تردید در سیاست‌های حاکمیتی ریشه دارد، بخش دیگری هم حتما به درون رسانه‌ها برمی‌گردد که هر دو مورد باید در مجال موسع‌تری بازخوانی شود. اجمالاً ولی ایجاد محدودیت و تضعیف رسانه‌ها، تقویت خواسته یا ناخواسته رقبای رسانه‌های رسمی و برخی اشتباهات استراتژیک در سیاستگذاری رسانه‌ای در کشور، عوامل موثر در روند اعتبارزدایی، اعتمادزدایی و مرجعیت‌زدایی از رسانه‌ها هستند.

بعنوان مثال ایجاد و تقویت کارکرد رسانه‌ای برای یک نرم‌افزار پیام‌رسان موبایلی که تقریبا در هیچ کجای دنیا به جز ایران سابقه ندارد- جزء نقاط عطف سیاستگذاری رسانه‌ای در طول 40 سال گذشته به شمار می‌رود. این اتفاق که بی‌تردید با برخی حمایت‌های رسمی رقم خورد، در کنار مواهب غیرقابل انکاری که در حوزه گردش آزاد اطلاعات داشت، پیامدهای ناخواسته‌ای هم در حوزه حکمرانی و مدیریت ارتباطات در سطح کشور بوجود آورد که برای اولین بار در دی ماه 96 رخ نمود و در حوادث اخیر نیز بیشتر به چشم آمد.

اصالت یافتن روایت‌های غیررسمی، میدان یافتن شبه‌رسانه‌ها و زمینه‌سازی برای جولان فیک‌نیوزها از جمله این پیامدهاست. بی‌تردید اگر روند اعتبارزدایی از رسانه‌های رسمی در کشور کلید نخورده بود یا با سیاستگذاری‌های معیوب، مرجعیت این رسانه‌ها خدشه‌دار نشده بود، امروز روایت‌های رسمی در مواجه با روایت‌های غیررسمی اینقدر مهجور نبودند.

منتشر شده در روزنامه شرق / 11 آذر 98

]]>
داستان معترضان خشمگین جاده ساوه 2019-12-03T11:45:15+01:00 2019-12-03T11:45:15+01:00 tag:http://a-rezaei.com/post/120 عباس رضایی ثمرین حوادث فروردین سال ۱۳۷۴ در افکار عمومی با نام شورش اسلامشهر شناخته می‌شود، اما مرکز این اتفاقات نه فقط در اسلامشهر که تقریبا در همه شهر‌های حاشیه» جاده ساوه» بود. در آن سال‌ها هنوز آزاد راه تهران-ساوه ساخته نشده بود و جاده ساوه یکی از مهم‌ترین راه‌های ترانزیتی تهران به مناطق مرکزی کشور به شمار می‌رفت. تقریبا از منتهی‌الیه جنوب تهران تا حدود کیلومتر ۴۰ جاده ساوه، مراکز جمعیتی متراکمی عمدتا متشکل از مهاجران، با فاصله نه چندان زیاد در دو طرف جاده شکل گرفته بود. البته اغلب این مناطق از قبل هم، در قال حوادث فروردین سال ۱۳۷۴ در افکار عمومی با نام شورش اسلامشهر شناخته می‌شود، اما مرکز این اتفاقات نه فقط در اسلامشهر که تقریبا در همه شهر‌های حاشیه» جاده ساوه» بود. در آن سال‌ها هنوز آزاد راه تهران-ساوه ساخته نشده بود و جاده ساوه یکی از مهم‌ترین راه‌های ترانزیتی تهران به مناطق مرکزی کشور به شمار می‌رفت. تقریبا از منتهی‌الیه جنوب تهران تا حدود کیلومتر ۴۰ جاده ساوه، مراکز جمعیتی متراکمی عمدتا متشکل از مهاجران، با فاصله نه چندان زیاد در دو طرف جاده شکل گرفته بود. البته اغلب این مناطق از قبل هم، در قالب روستا‌ها و شهر‌های کوچک وجود داشتند، اما روند افزایش جمعیت و مهاجرت بی‌رویه به آن‌ها از سال‌های انتهایی دهه شصت و اوایل دهه هفتاد کلید خورده بود. من در سال ۱۳۷۴ دانش‌آموز کلاس چهارم ابتدایی بودم و در سلطان‌آباد، یکی از همان مراکز متراکم جمعیتی زندگی می‌کردیم. محل زندگی ما حوالی کیلومتر ۲۵ جاده ساوه بود. جمعیت سلطان‌آباد و مناطق اطراف که شهر گلستان را شکل می‌دادند، از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۰، از ۲۰ هزار نفر، به ۲۰۰ هزار نفر رسیده، یعنی ۱۰ برابر شده بود.


]]>
خون تازه در رگ‌های آزادی 2019-10-12T07:10:37+01:00 2019-10-12T07:10:37+01:00 tag:http://a-rezaei.com/post/135 عباس رضایی ثمرین عباس رضایی ثمرین- روزنامه همشهری/ چند باری استادیوم رفته‌ام اما به دلایلی، هیچ‌وقت استادیوم‌روی حرفه‌ای نبودم؛‌ با اینکه خودم را هوادار نسبتا دوآتیشه فوتبال می‌دانم. برای بازی ایران-کامبوج، اما به احترام ذوق‌وشوق همسرم و یکی دو هفته انتظار توأم با هیجان او، ‌تصمیم گرفتم همراهی‌اش کنم. کنجکاوی ژورنالیستی برای مشاهده نخستین مواجهه خانم‌ها با استادیوم فوتبال هم البته در این تصمیم بی‌تأثیر نبود. برای ورود به آزادی، اول وارد بلوار ورودی شرقی شدم که مختص ورود بانوان بود. همان اوایل، جمعی از بانو عباس رضایی ثمرین- روزنامه همشهری/ چند باری استادیوم رفته‌ام اما به دلایلی، هیچ‌وقت استادیوم‌روی حرفه‌ای نبودم؛‌ با اینکه خودم را هوادار نسبتا دوآتیشه فوتبال می‌دانم. برای بازی ایران-کامبوج، اما به احترام ذوق‌وشوق همسرم و یکی دو هفته انتظار توأم با هیجان او، ‌تصمیم گرفتم همراهی‌اش کنم. کنجکاوی ژورنالیستی برای مشاهده نخستین مواجهه خانم‌ها با استادیوم فوتبال هم البته در این تصمیم بی‌تأثیر نبود. برای ورود به آزادی، اول وارد بلوار ورودی شرقی شدم که مختص ورود بانوان بود. همان اوایل، جمعی از بانوان محجبه را دیدم و تصور کردم، در امتداد تجمع کم‌رمق بهارستان، شاید تجمعی را هم در اینجا برای مخالفت با ورود خانم‌ها به ورزشگاه سامان داده‌ باشند، کمی جلوتر اما معلوم شد همه با پرچم و بوق و حتی کلاه، هوادار تیم‌ملی‌اند و برای دیدن فوتبال آمده‌اند. تا بلوار شرقی را تمام کنم و به سمت مقابل یعنی ورودی غربی ورزشگاه برسم، کلونی‌های جمعیتی متعدد دیگری را هم دیدم. آدم‌های مختلفی با طیف متنوعی از سلایق و نوع پوشش، برای ورود به سکوهای آزادی صف کشیده بودند و این تجربه بسیار شیرینی بود. فوتبال همه‌جای دنیا، زبان مشترک آدم‌هاست و همه را فارغ از رنگ و زبان و قومیت و سلیقه کنار هم جمع می‌کند. این وجه فوتبال را ما پیش از این شاید فقط در کارناوال‌های شادی خیابانی، پس از پیروزی‌های مهم تیم ملی دیده بودیم؛ حالا ولی برای نخستین بار، انگار همان حس بی‌بدیل، خودش را به پشت درهای آزادی کشانده بود و می‌خواست از یک بازی نسبتا کم‌اهمیت‌ یک حماسه تاریخی بسازد و به‌نظرم این کار را کرد.

در این میان البته از همان لحظه ورود به محوطه ورزشگاه؛ تمام مشاهدات من از فوتبال پنجشنبه، توأم با نوعی تعجب و ناباوری عمیق هم بود. تعجب از اینکه چطور و با کدام نگاه مدیریتی، چنین لذت و ذوق‌وشوق عمیق، سالم و «مطلقا» بی‌هزینه‌ای تا‌کنون از زنان ایرانی دریغ شده. اگر زیرساخت‌هایی که مدام از فراهم نبودنش دم می‌زدیم، فقط همین تفکیک ورودی و جایگاه و حضور چند مأمور خانم در محوطه ورزشگاه آزادی بود، واقعا این همه سال از تامین آن ناتوان بودیم؟ اگر نبودیم، پس دردمان چه بود، با کدام منطق و استدلال یا توجیه تن به این ممنوعیت بی‌مورد 40‌ساله دادیم؟ من در ورزشگاه، در آن چهار سکوی مختص خانم‌ها-که می‌توانست بیشتر باشد و با کج‌سلیقگی اجازه‌اش را ندادند- از فاصله طولانی چندده‌متری، چیزی جز پرچم‌‌های رقصان ایران و زندگی و نشاط و هیجان ندیدم. تیفوسی‌های فوتبال در استادیوم‌های کشورمان، از بس که پیش از بازی‌ها جیغ‌وداد می‌کنند، در طول بازی، همان اوایل کار از نفس می‌افتند، دختران هوادار تیم ملی اما تا دقیقه90 سکوهای فرتوت آزادی را زیر پای‌شان لرزاندند و از نفس نیفتادند. نه آسمان به زمین آمد، نه پایه‌ای لرزید و نه اصلی از اصول کشور خدشه‌دار شد. وقتی برای بیرانوند هورا کشیدند، با خودم گفتم، اگر زمانی که احمدعابدزاده در دروازه تیم ملی خوش‌رقصی می‌کرد، اینها بودند چه می‌کردند؟ یا وقتی علی کریمی، یک ورزشگاه را دریبل می‌زد، یا وقتی آقا کریم آن آرپیجی‌ها را به دروازه حریفان شلیک می‌کرد، یا با گل‌های دایی و پاس‌های خداداد و سانترهای مواج رضا مالدینی... بگذریم. کاش در کنار پژوهشکده‌ها و مراکز تحقیقاتی و نهادهای رنگارنگ دیگر، یک سیستمی هم در کشور ما بود که هزینه‌ تصمیمات مدیران را درست و دقیق برای‌شان محاسبه می‌کرد. آن موقع شاید اینقدر برای کشور مسئله‌سازی و هزینه‌تراشی نمی‌کردند. کاش چیزهای کوچک و کم‌اهمیت را برای کشور ناموسی نکنند، تا وقتی هم انعطافی به خرج دادیم، آن را به اسم فیفا فاکتور نکنند.

]]>
گفت‌وگو با خبرگزاری ایرنا درباره سازوکار تهیه اخبار تلویزیونی 2019-10-07T09:30:03+01:00 2019-10-07T09:30:03+01:00 tag:http://a-rezaei.com/post/131 عباس رضایی ثمرین مسئولیت اصلی محتوای بخش‌های خبری تلویزیون با کیست؟ تهران-ایرناپلاس- یک خبر تا به دست گوینده برسد و در یک بخش خبری خوانده شود، چه مراحلی را باید طی کند؟ از چه فیلترها و از زیر دست چه کسانی رد می‌شود؟ آیا گوینده خبر می‌تواند اخبار را حذف یا تغییری در آن ایجاد کند؟ عباس رضایی ثمرین، روزنامه‌نگاری است که سابقه دبیری تحریریه خبر در بخش‌ها مختلف خبری تلویزیون را در کارنامه کاری خود دارد. وی در مورد فرآیند آماده‌سازی اخبار در بولتن‌های خبری تلویزیون به ایرناپلاس می‌گوید: هر بخش یا بولتن مسئولیت اصلی محتوای بخش‌های خبری تلویزیون با کیست؟

تهران-ایرناپلاس- یک خبر تا به دست گوینده برسد و در یک بخش خبری خوانده شود، چه مراحلی را باید طی کند؟ از چه فیلترها و از زیر دست چه کسانی رد می‌شود؟ آیا گوینده خبر می‌تواند اخبار را حذف یا تغییری در آن ایجاد کند؟

عباس رضایی ثمرین، روزنامه‌نگاری است که سابقه دبیری تحریریه خبر در بخش‌ها مختلف خبری تلویزیون را در کارنامه کاری خود دارد. وی در مورد فرآیند آماده‌سازی اخبار در بولتن‌های خبری تلویزیون به ایرناپلاس می‌گوید: هر بخش یا بولتن خبری تلویزیون دارای یک تحریریه مخصوص به خود است که از یک سردبیر و چند دبیر تحریریه تشکیل شده است. کار این افراد این است که متن این اخبار را می‌نویسند تا در بولتن خوانده یا پخش شود.

رضایی ادامه می‌دهد: معمولاً گزینش اخبار توسط سردبیر انجام می‌شود. البته بسته به نظر سردبیر، جلسه‌ای شبیه شورای تیتر روزنامه‌ها هم تشکیل می‌شود که در آن، اخبار اصلی انتخاب و مسئول پردازش هر خبر توسط سردبیر مشخص می‌شود و آن فرد صفر تا ۱۰۰ تنظیم را بر عهده می‌گیرد.

وی با بیان اینکه بعد از تنظیم اخبار، سردبیر آنها را مورد مطالعه و بررسی قرار می‌دهد، می‌گوید: در اینجا تغییرات از سوی سردبیر اعمال می‌شود و نهایتاً گوینده بخش خبری قبل از زمان شروع بولتن خبری متن اخبار را مطالعه می‌کند. او به این وسیله هم با متن آشنا می‌شود و هم این فرصت و زمان را دارد که اگر نظر یا پیشنهادی داشت به تحریریه اعلام کند.

به گفته رضایی ثمرین، اگرچه مسئولیت محتوا نهایتاً به‌ عهده سردبیر بخش خبری است، اما مراحل تهیه خبر تلویزیونی یک فرآیند تیمی است؛ یعنی نمی‌توانیم بگوییم گوینده‌ها هیچ نقشی در تهیه و پردازش محتوا ندارند یا نباید داشته باشند. گوینده حتماً باید عضوی از تحریریه و جزئی از فرآیند تهیه و نگارش اخبار باشد تا کاملاً در فضای اخبار قرار بگیرد و بتواند به بهترین نحو، پیام را انتقال دهد.

 


]]>
در حسرت آن سرو بلند... 2019-04-29T09:40:41+01:00 2019-04-29T09:40:41+01:00 tag:http://a-rezaei.com/post/118 عباس رضایی ثمرین با احترام به همه معلمانم؛ به آقای ششكلانی اول دبستان كه مجبورمان می كرد پرزهای پالتوی بلندش را بكنیم، به خانم صفری دوم كه بدتر از مردها كتك می زد، به خانم صالحی مهربان سال سوم، به آقای قراگوزلوی سال چهارم كه رقیب بالقوه شمربن ذی الجوشن بود، به همه معلمانم در دبیرستان استاد مطهری رباط كریم كه بعضی هاشان الان جزء نزدیك ترین دوستانم هستند، به آقای عسكری، ناظم بامرام مان كه در آن چهار سال هر وقت به هر بهانه ای از او اجازه خروج از مدرسه خواستم، نه نگفت، حتی وقتی كه مطمئن بود دروغ می گویم... با احترام با احترام به همه معلمانم؛ به آقای ششكلانی اول دبستان كه مجبورمان می كرد پرزهای پالتوی بلندش را بكنیم، به خانم صفری دوم كه بدتر از مردها كتك می زد، به خانم صالحی مهربان سال سوم، به آقای قراگوزلوی سال چهارم كه رقیب بالقوه شمربن ذی الجوشن بود، به همه معلمانم در دبیرستان استاد مطهری رباط كریم كه بعضی هاشان الان جزء نزدیك ترین دوستانم هستند، به آقای عسكری، ناظم بامرام مان كه در آن چهار سال هر وقت به هر بهانه ای از او اجازه خروج از مدرسه خواستم، نه نگفت، حتی وقتی كه مطمئن بود دروغ می گویم... با احترام به همه اینها و دیگر معلم هایم كه اسم شان از قلم افتاد، روز معلم را ششدانگ به نام «محسن الویری» سند زده ام. مدیر دبیرستان نمونه دولتی رباط كریم كه زندگی ام درست به پیش و پس از آشنایی با او تقسیم شده. مثل خیلی از دیگر شاگردانش، از جمله دو برادر بزرگتر خودم و خیلی از معلمان دوره دبیرستانم كه شاگردش بودند و بعدا در مدرسه اش معلم شدند.

]]>
گفت‌وگو با خبرگزاری ایبنا درباره کتاب «ارتباطات بحران در رسانه‌های اجتماعی» 2019-01-20T09:23:36+01:00 2019-01-20T09:23:36+01:00 tag:http://a-rezaei.com/post/130 عباس رضایی ثمرین منفعل نباشیم، دروغ نگوییم و شفاف باشیم مترجم کتاب «ارتباطات بحران در رسانه‌های اجتماعی» گفت: این کتاب در بهبود و تسهیل فرایند اطلاع‌رسانی در کشور، بویژه در زمان بحران موثر است و در مدیریت رسانه‌ای بحران‌های اجتماعی و مدیریت بحران‌هایی که ممکن است برای افراد و شخصیت‌ها در بستر شبکه‌های اجتماعی رخ بدهد، موثر خواهد بود، ضرورتی که اغلب جدی گرفته نمی‌شود.  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «ارتباطات بحران در رسانه‌های اجتماعی»، نوشته «آن‌ ماری ون‌دن‌هارک» هفته گذشته توسط ان منفعل نباشیم، دروغ نگوییم و شفاف باشیم

مترجم کتاب «ارتباطات بحران در رسانه‌های اجتماعی» گفت: این کتاب در بهبود و تسهیل فرایند اطلاع‌رسانی در کشور، بویژه در زمان بحران موثر است و در مدیریت رسانه‌ای بحران‌های اجتماعی و مدیریت بحران‌هایی که ممکن است برای افراد و شخصیت‌ها در بستر شبکه‌های اجتماعی رخ بدهد، موثر خواهد بود، ضرورتی که اغلب جدی گرفته نمی‌شود.

 به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «ارتباطات بحران در رسانه‌های اجتماعی»، نوشته «آن‌ ماری ون‌دن‌هارک» هفته گذشته توسط انتشارات ثانیه منتشر شد، کتابی که به عقیده نویسنده برای محافظت از شهرت و اعتبار در فضای مجازی کاربرد دارد و راه و رسم مراقبت از شهرت و نجات از بحران در فضای مجازی را در قالب یک برنامه عملیاتی شامل استراتژی‌ها و تاکتیک‌های آزموده شده برای مدیریت ارتباطات بحران در رسانه‌های اجتماعی ارائه شده است.

 به بهانه انتشار این کتاب، دقایقی با عباس رضایی‌ثمرین؛ روزنامه‌نگار و مترجم این اثر به گفت‌وگو نشستیم تا کمی بیشتر درباره این کتاب بدانیم. رضایی سال‌ها سابقه فعالیت در رسانه‌های مکتوب، الکترونیکی و تصویری را در کارنامه دارد و اکنون به عنوان دبیر تحریریه بخش خبری 21 در شبکه اول سیما مشغول کار است.  رضایی ثمرین پیش از این هم کتاب «چگونه با خبرنگاران مصاحبه کنیم» اثر الن استیونس را هم به فارسی برگردانده که پاییز سال گذشته از سوی انتشارات ثانیه منتشر شده است.


]]>
ارتباطات بحران در رسانه‌های اجتماعی 2019-01-19T06:20:50+01:00 2019-01-19T06:20:50+01:00 tag:http://a-rezaei.com/post/117 عباس رضایی ثمرین انتشارات ثانیه، کتاب «ارتباطات بحران در رسانه‌های اجتماعی»، نوشته «ان ماری ون‌دن‌هارک» را با ترجمه عباس رضایی ثمرین، روزنامه‌نگار منتشر کرد. موضوع کتاب در زیرعنوان آن «راه و رسم مراقبت از شهرت و نجات از بحران در فضای مجازی» قید شده و در آن یک برنامه عملیاتی شامل استراتژی‌ها و تاکتیک‌های آزموده شده برای مدیریت ارتباطات بحران در رسانه‌های اجتماعی ارائه شده است. کتاب به طور خاص بر بستر رسانه‌های اجتماعی متمرکز است و از همین رو گامی بدیع در حوزه ارتباطات بحران به شمار می‌رود. مصادیق متعدد و انتشارات ثانیه، کتاب «ارتباطات بحران در رسانه‌های اجتماعی»، نوشته «ان ماری ون‌دن‌هارک» را با ترجمه عباس رضایی ثمرین، روزنامه‌نگار منتشر کرد.

موضوع کتاب در زیرعنوان آن «راه و رسم مراقبت از شهرت و نجات از بحران در فضای مجازی» قید شده و در آن یک برنامه عملیاتی شامل استراتژی‌ها و تاکتیک‌های آزموده شده برای مدیریت ارتباطات بحران در رسانه‌های اجتماعی ارائه شده است.

کتاب به طور خاص بر بستر رسانه‌های اجتماعی متمرکز است و از همین رو گامی بدیع در حوزه ارتباطات بحران به شمار می‌رود. مصادیق متعدد واقعی و بررسی کارگاهی نحوه مدیریت بحران در رسانه‌های اجتماعی یا استفاده از قابلیت آنها در کنترل بحران، مشخصه اصلی کتاب است. جانسون‌اندجانسون، مک‌دونالد، فدرال‌اکسپرس، ناسا، بریتیش‌پترولیوم، شل، انجمن ملی اسلحه آمریکا و ... برخی از شرکت‌ها و سازمانهایی هستند که در کتاب تجربه مدیریت بحران آنها بویژه در رسانه‌های اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته؛ تجاربی که بعضی از آنها توام با موفقیت بوده و برخی دیگر به شکست انجامیده است.

مخاطب کتاب «ارتباطات بحران در رسانه‌های اجتماعی» اهالی رسانه، مدیران و کارشناسان روابط عمومی، فعالان رسانه‌های اجتماعی، مدیران، سیاستمداران، چهره‌های عمومی و همه کسانی هستند که با چالش مدیریت شهرت فردی یا سازمانی در فضای مجازی مواجهند.


ارتباطات بحران در رسانه‌های اجتماعی

]]>
انتخابی که ‌ای کاش دشوار بود* 2018-08-07T08:59:18+01:00 2018-08-07T08:59:18+01:00 tag:http://a-rezaei.com/post/124 عباس رضایی ثمرین در کنار بعضی کشورها که جهنم روزنامه‌نگاری می‌نامندشان، ایران از نگاهی، می‌تواند بهشت روزنامه‌نگاری - و نه البته روزنامه‌نگاران- قلمداد شود. چند مثال برایتان می‌زنم؛ شب می‌خوابید، صبح که از خواب برمی‌خیزید می‌بینید فلان معاهده که کشورتان برای آن بیش از یک دهه مذاکره کرده، دود شد و به هوا رفت. چند وقت بعد، ارزش پول ملی‌تان در عرض مدتی کوتاه چندین و چند برابر کاهش می‌یابد. دولت کشورتان برای مقطعی واردات خودرو را ممنوع می‌کند، اما بعدا کاشف به عمل می‌آید که در همان مقطع زمانی چند هزار خودروی لو در کنار بعضی کشورها که جهنم روزنامه‌نگاری می‌نامندشان، ایران از نگاهی، می‌تواند بهشت روزنامه‌نگاری - و نه البته روزنامه‌نگاران- قلمداد شود. چند مثال برایتان می‌زنم؛ شب می‌خوابید، صبح که از خواب برمی‌خیزید می‌بینید فلان معاهده که کشورتان برای آن بیش از یک دهه مذاکره کرده، دود شد و به هوا رفت. 

چند وقت بعد، ارزش پول ملی‌تان در عرض مدتی کوتاه چندین و چند برابر کاهش می‌یابد. دولت کشورتان برای مقطعی واردات خودرو را ممنوع می‌کند، اما بعدا کاشف به عمل می‌آید که در همان مقطع زمانی چند هزار خودروی لوکس وارد کشور شده که تعدادی از آنها ترخیص و شماره‌گذاری هم شده‌اند؛ یعنی نه متولیان ثبت سفارش، نه گمرک و نه زبانم لال پلیس متوجه این تخلف عجیب نشده‌اند! فیلمی از اعترافات دخترکی در تلویزیون پخش می‌شود و وقتی واکنش برمی‌انگیزد، نه پلیس فتا، نه
قوه قضاییه و نه حتی صداوسیما مسئولیت آن را به‌عهده نمی‌گیرند. دلار از ١٢هزار تومان عبور می‌کند، بعد متولی مدیریت ارزی کشور- بانک مرکزی- بیانیه می‌دهد که اوضاع را تحت نظر داریم! حرف از تحریم می‌شود، تازه می‌فهمید که در سال حمایت از کالای ایرانی و البته قبل از آن، بدنه کارت ملی هم در کنار دسته‌بیل و سنجاق قفلی و... از خارج وارد می‌شده. از ممنوعیت به‌کارگیری بازنشسته‌ها سخن می‌گویند، پرده می‌افتد که در کشوری که بزرگ و کوچک مسئولانش سنگ جوانگرایی به سینه می‌زنند، نصف استان‌های کشور را پیرمردهای بازنشسته اداره می‌کرده‌اند. بحث پیش‌فروش خودرو به میان می‌آید، معلوم می‌شود در این شرایط نابسامان اقتصادی، فلان خودروی خارجی ١٥٠میلیون تومانی، در کشور ٢١٢هزار نفر متقاضی دست به نقد دارد؛ یعنی ٣١هزار میلیارد تومان ناقابل پول بیکار در کشوری با این همه مشکل اقتصادی. می‌بینید؟ ما در فستیوال ارزش‌های خبری زندگی می‌کنیم؛ تضاد، برخورد، شگفتی، دربرگیری و... . در خارج از کشور، با یک درصد جمعیت دنیا، خیلی وقت‌ها در صدر اخبار رسانه‌های بزرگ بین‌المللی هستیم، در داخل هم کمتر روزی است که در انتخاب تیتر یک مشکل داشته باشیم؛ هر چند خیلی وقت‌ها به ملاحظاتی تیتر یک‌ها را نمی‌بینیم و به جای آنها موضوعات دیگر را بزک می‌کنیم و روی جلدها می‌کشانیم. خلاصه اینکه در این غلغله بازار رویدادها و حوادث و بعضا بحران‌ها، انتخاب خبر مهم، طبعا کار دشواری نمی‌تواند باشد. اما من به‌عنوان کسی که نانم را از خبر و روزنامه‌نگاری در می‌آورم، می‌گویم کاش این انتخاب برایم دشوار بود. معنای ضمنی این حرف، رفتن رونق از دکان شغلی من است اما عیبی ندارد؛ کاش هیچ وقت تیتر اول رسانه‌های دنیا نبودیم و هر روز در انتخاب تیتر اول روزنامه‌های خودمان مشکل داشتیم؛ نه طبعا از جنس مشکلاتی که الآن‌گاهی داریم. کاش اصلا قحطی خبر می‌آمد و ما در تحریریه‌ها مگس می‌پراندیم. 
کاش می‌شد یک روز، ما هم در اخبار ٢٠:٣٠ بگوییم امروز خبر مهمی در مملکت نبود و به جایش مثلا یک قطعه از حسین علیزاده را پخش کنیم. شاید غیرحرفه‌ای به‌نظر برسد اما هیچ لغتنامه‌ای در تعریف‌ رؤیا ننوشته باید حرفه‌ای باشد.

*منتشر شده در روزنامه همشهری، صفحات درنگ، پرونده ویژه روز خبرنگار

]]>