به این فکر می‌کنم که چطور بعضی از دوستانم در جریان خشونت عریان و تکان‌دهنده‌ای که این روزها در غزه در حال اتفاق افتادن است، هم‌ارز با محکوم کردن اسرائیل، حتماً چهار فحش و بدوبیراه هم نثار حماس و گروه‌های فلسطینی می‌کنند. گیریم که در جریان حملات اخیر به غزه،‌ حماس هم مقصر بوده باشد – که لابد هست- ، هم‌سنگ دانستن کاری که از حماس سر زده با این حجم جنایت‌های غیرانسانی اسرائیل درست است؟ بعد اصلاً این چه رسمی‌ست که هر که خواست از مظلوم حمایت کند، ما بپریم وسط دعوا و نرخ تعیین کنیم و سیخونک بزنیم که آآآآآآآآی کجای کارید که حماس خودش کرم می‌ریزد؟

من واقعا نمی‌دانم که در بحبوحه مرگ مظلومانه این همه کودک و زن و مرد غیرنظامی و بی‌گناه و احتمالاً بی‌ارتباط با حماس و در شرایطی که حتی رسانه‌های کشورهای حامی اسرائیل هم، جنایت‌های این سفاک‌ها را به شدت انعکاس می‌دهند، «کاسه داغ‌تر از آش» شدن ما چه توجیهی دارد، صِرفِ حمایت ایران از حماس، دلیل خوبی هست برای اینکه ما با موضع‌گیری‌مان عملاً جنایت به این بزرگی را موجه جلوه‌ دهیم؟

من فکر می‌کنم که بدون اغماض اسرائیل شرم‌آورترین و ننگین‌ترین تجربه تاریخ-حداقل جدید- بشریت است،‌ ضمناً آنهایی که در وانفسای قتل و خون و مصیبت، اهل موشکافی و ریشه‌یابی‌اند و ریشه حملات اسرائیل را در شیطنت‌های گروه‌های فلسطینی می‌دانند، خوب است به ریشه شیطنت‌های گروه‌های فلسطینی مثل حماس هم فکر کنند، به محاصره چندین ساله غزه، به شدیدترین فشارهایی که به مردمش‌ دراین سالها وارد شده، به اینکه آنها برای وارد کردن غذا و دارو هم باید هزارجور حساب پس بدهند و اجازه‌اش ندارند، به سرنوشت کاروان‌های کمکی ارسالی از کشورهای دیگر، به سرنوشت امدادگران بر روی کشتی‌ها و … فکر کنند.

(نقل از صفحه فیس‌بوک اینجانب)